الحاج محمد كريمخان الكرماني ( مترجم : ابراهيمى )
601
دقائق العلاج ( فارسي )
باب شانزدهم پارهاى از زخمها و قرحهها فصل [ فرق جرح و قرحه ] بدانكه اين فن اگرچه از رشتههاى پزشكى است اما فن مستقلى است كه كتابهاى جداگانهاى براى آن نوشته شده اما ما مىخواهيم كه اين كتاب از آن خالى نباشد و بعض جزئياتى را كه آزمايش شده ذكر مىكنيم . بههرحال اين فن از صنايع دستى است كه به گوشت و پوست انسان بستگى دارد و گفته اند كه زخم ( جرح ) جدا شدن اتصال پوست و يا پوست و گوشت است چه از بريدگى باشد يا كوفتگى و يا سوختگى يا فرورفتن چيزى در آن ما دام كه دو هفته بر آن نگذشته باشد و الا قرحه گفته مىشود ، يا گفتهاند جرح آن است كه خونى خالص از آن تراوش بشود چه مدت دراز باشد و چه كوتاه ، اما اگر چركى از آن ترشح شود و لو پس از يك روز باشد قرحه است و بههرحال ما بحثى در اينباره نداريم . فصل قواعد كلى مربوط بزخمها بدانكه اگر اندامى شكاف بردارد و از آن چيزى جدا نشود و خونى جارى نگردد و شكاف آن گود نبوده و عوارض ديگرى از قبيل ورم يا نزول يك ماده در آن نباشد ، درمان قطعيش آن است كه لبههاى آن را بهم بياورند و پودرهاى حبسكننده خون و اتصالدهنده بر آن بپاشند و آن را ببندند تا شكافش باز نشود . ذرور دوم زخم را خشك مىكند و ذرور چهارم خون را بند مىآورد و گوشتزا است ذرورهاى پنجم و ششم و هشتم نيز چنينند ذرور اثمد ( جمع -
--> - غافث و گوگرد براى درمان دانهها ذكر شده است . مؤلف اعلى الله مقامه